گل در خارستان
کشتی درد بی کناره منم
مانده در موج صد گذاره منم
در میان امید و ماُیوسی
لالهء سرخ دشت خاره منم
خورده ام تیر حکم بودن را
تا بمیرم سوا زچاره منم
چون گلی در میان توفانها
دست تقدیر پاره پاره منم
هر چه سازم نهان غم خود را
بهر او صید آشکاره منم
+ نوشته شده توسط منیر سپاس در 2008/4/24 و ساعت
13 |

